حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در تاریخ تشیع، فراتر از یک راوی حدیث، چه جایگاه استراتژیک و حیاتی در حفظ پیکرۀ جامعۀ شیعه داشتند؟
برای شناخت دقیق حضرت عبدالعظیم (ع) باید فراتر از عناوین محدث یا عالم بزرگ نگریست. ایشان در حساسترین دوره تاریخ تشیع، یعنی سالهای پایانی حکومت بنیعباس، مسئولیت سنگین حفظ هویت شیعی را بر عهده داشتند. در آن دوران، فضای سیاسی و اجتماعی به شدت علیه علویان و شیعیان سنگینی میکرد و دستگاه بنیعباس با قلع و قمعهای گسترده، ارتباط شیعیان با ائمۀ اطهار (ع) را به دشواری تمام رسانده بود. در چنین وضعیت خفقانآوری، خطر گسست هویتی جامعه را تهدید میکرد. حضرت عبدالعظیم (ع) به عنوان حلقهای محوری برای انتقال معارف اهلبیت، این مسئولیت خطیر را پذیرفتند و با استمرار ارتباط با امام زمان خود، مانع از فروپاشی فکری پیروان مکتب اهلبیت شدند.
وقتی از جهاد در سیره این شخصیت صحبت میکنیم، آیا باید این مفهوم را در چارچوب مبارزات نظامی معنا کنیم یا ابعاد دیگری از جهاد در زندگی ایشان برجسته است؟
اتفاقاً یکی از نکات مغفول در زندگی ایشان، همین نگاه جهادی است. جهاد در سیره ایشان لزوماً به معنای حضور در میدان نظامی نیست؛ بلکه جهاد ایشان، جهاد فکری و فرهنگی و جهاد تبیین است. وقتی از جهاد سخن میگوییم، باید بدانیم در شرایط اختناق، حفظ ایمان مردم و مقابله با انحرافات فکری، خود بالاترین شکل جهاد است. ایشان با عرضه کردن عقاید حقه در محضر امام هادی (ع) که به قضیه عرض دین معروف است، به مبارزهای تمامعیار با جریانهای منحرف کلامی آن روزگار مانند غالیان، مرجئه و معتزله برخاستند. این کنشگری دینی، یک نمونۀ کامل از جهاد تبیین است که ایشان را در قامت یک مجاهد فکری نستوه در تاریخ تثبیت میکند.
هجرت ایشان به شهر ری را با توجه به شرایط سیاسی آن عصر چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا این حضور، الگویی برای کنشگری در شرایط دشوار سیاسی ارائه میدهد؟
هجرت ایشان به ری یک حضور علمی و اجتماعی اثرگذار بدل بود. ایشان در محله ساربانان و در سرداب یکی از شیعیان به صورت مخفی زندگی میکردند، اما این مخفی بودن به معنای انزوا نبود. ایشان حلقه وصل شیعیان ری و اطراف آن با معارف اهلبیت بودند. گاهی امروز برخی افراد با توجه به شرایط خاص کشورمان میپرسند چرا رهبرمان، آیت الله سیدمجتبی خامنهای را نمیتوانیم ببینیم یا حضورشان را درک کنیم؟ در پاسخ باید گفت که سیره حضرت عبدالعظیم (ع) دقیقاً همین الگو را به ما نشان میدهد. ایشان اگرچه به دلیل شرایط زمانه مخفی بودند، اما بیاناتشان حلقه وصل شیعیان بود؛ بنابراین اعتراض و شکایتی نباید باشد؛ گاهی برای حفظ کیان اسلام و تدبیر شرایط، باید تقیه کرد و تدابیر حفاظتی اندیشید. این سنت عقلانی دینی، در دوران ایشان وجود داشته و در این زمان نیز جاری است.
در منابع روایی، فضیلت عجیبی برای زیارت ایشان ذکر شده که معادل زیارت امام حسین (ع) است؛ این روایت را چگونه باید فهم کرد؟
شیخ صدوق (ع) در کتاب ثواب الاعمال روایتی را نقل میکند که در آن امام هادی (ع) به یکی از اهالی ری میفرمایند: «اگر آرامگاه عبدالعظیم (ع) را که نزد خودتان است زیارت کنید، مانند کسی هستید که امام حسین (ع) را زیارت کرده است». اگرچه برخی محققان به لحاظ سندی نکاتی را مطرح کردهاند، اما این روایت به دلیل شهرت و عدم منافات با عقاید شیعه و حضور روات موثق در سلسلههای دیگر، قابل پذیرش است. نکته مهم اینجاست که این فضیلت، ناظر به معرفت زائر است. کسی که با معرفت و به نیت کسب ثواب زیارت سیدالشهدا (ع) مرقد ایشان را زیارت کند، به امید فضل الهی از آن پاداش بهرهمند میشود. این موضوع بر اساس قاعدهی «مَن بَلَغَ» و تشویق مؤمنان به انجام اعمال خیر است. در واقع، چون ایشان نمایندۀ اهلبیت (ع) در منطقه مرکزی ایران بودند و بسیاری از شیعیان توانایی سفر به عتبات را نداشتند، خداوند و اهلبیت (ع) این پاداش را برای ایشان قرار دادند تا مزار ایشان به کانون تجمع و ترویج فرهنگ تشیع تبدیل شود.
به عنوان جمعبندی، چرا بازخوانی این الگوی جهادی برای جامعۀ امروز ما که با مسائل پیچیدۀ جهان اسلام روبروست، ضرورت دارد؟
سیره حضرت عبدالعظیم (ع) نشان میدهد که جهاد فکری و معرفتی، چگونه میتواند مانع از گسست هویتی یک امت شود. ایشان به ما میآموزند که در میانه سختترین شرایط سیاسی، میتوان کنشگر فعال بود و هویت جامعه را حفظ کرد. این سیره، نقشه راهی برای همهی کسانی است که میخواهند در عصر غیبت و در میان فتنهها، همچنان بر مدار حق و ولایت باقی بمانند. زیارت ایشان، زیارت امتداد جریان حسینی است و این پیوند، بهترین پاداش برای پیروان مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) است.




نظر شما